من فقط و فقط به فالحافظ اعتقاد دارم. اما خیلی اتفاقی دیشب وندتا فال تاروت گرفتم خیلی راست بود، ولی ممکنه تصادفی باشه اما عجیب بود که راست بود.
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
کاریز
خانه
درباره من
سرآغاز
تماس با من
بی در و پیکرترین وبلاگی است که دیده ایداینجا مخروبه ای است که دردهایم را در آن نجوا می کنم، سنگ صبورم است. مخاطب حرف هایی است که به هیچ کس نمی توانم بگویم...
کلمات کلیدی
تنبلی
بی نظمی
آبلومویسم
آبلوموف
وبلاگ نویسی حرفه ای
وبلاگ نویسی
وبلاگ
بیان
بلاگ بیان
بلاگ
blog.ir
بایگانی
آخرین مطالب
۹۶/۰۶/۱۶
امکان
۹۶/۰۶/۱۶
مرگ باز هم مرگ
۹۶/
برچسب: امکان,
نویسنده: ستایش کاشانی
کاریز
خانه
درباره من
سرآغاز
تماس با من
بی در و پیکرترین وبلاگی است که دیده ایداینجا مخروبه ای است که دردهایم را در آن نجوا می کنم، سنگ صبورم است. مخاطب حرف هایی است که به هیچ کس نمی توانم بگویم...
کلمات کلیدی
تنبلی
بی نظمی
آبلومویسم
آبلوموف
وبلاگ نویسی حرفه ای
وبلاگ نویسی
وبلاگ
بیان
بلاگ بیان
بلاگ
blog.ir
بایگانی
آخرین مطالب
۹۶/۰۶/۱۶
مرگ باز هم مرگ
۹۶/۰۶/۱۳
تکرر
۹۶/۰
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
کاریز
خانه
درباره من
سرآغاز
تماس با من
بی در و پیکرترین وبلاگی است که دیده ایداینجا مخروبه ای است که دردهایم را در آن نجوا می کنم، سنگ صبورم است. مخاطب حرف هایی است که به هیچ کس نمی توانم بگویم...
کلمات کلیدی
تنبلی
بی نظمی
آبلومویسم
آبلوموف
وبلاگ نویسی حرفه ای
وبلاگ نویسی
وبلاگ
بیان
بلاگ بیان
بلاگ
blog.ir
بایگانی
آخرین مطالب
۹۶/۰۶/۱۶
مرگ باز هم مرگ
۹۶/۰۶/۱۳
تکرر
۹۶/۰
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
والا اتفاق که افتاده، پس چه جوری توده لامصبو کمش کنیم؟
ما یکی از فامیلامون معدشو کوچک کرد قشنگ دوسوم بدنش آب شد الان با یک سومش زندگی می کنه:)))+
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
خیلی مسخرس!
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
ز امشب تصمیم گرفتم چله ی غیبت بگیرم. یعنی تا چهل روز غیبتنکنم. با مادرم هم درمیون می ذارم. دوتایی انجامش بدیم.
خدایا کمکم کن بتونم.
برچسب: استغفار,
نویسنده: ستایش کاشانی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
آفتاب خورده بود به گوشواره ام، نور طلاییش منعکش شده بود رو دستم، هی می درخشید و می درحشید.
من اصن عاشق تلألؤام.
عاشق اینم آفتاب بخوره تو حوض آب بعد نورش بیفته رو دیوار اتاق، یا مثلا وقتی صبح شده و خنکای اول روز روحس می کنی و هنوز تورخت خوابتی خصوصا اگه معشوق هم کنارت باشه و هر دوخواب، بعد چشاتو باز کنی سقف روبینی که نور خورشید انعکاس پیدا کرده درسقف و از پنجره ی چوبی ومشبک نیمه باز خودش رو رسونده به سقف
برچسب: تتلألوء,
نویسنده: ستایش کاشانی
ووووییی
خدا نصیب نکنه دوست مقرراتی ووسواسی و سخت گیر
برعکس خودمه
یعنیا
داریم بحث می کنیم دو ساعته الکی، سر چی؟
اینکه من میگم نیم ساعت دیرتر بریم
اون میکه زودتر
اح.
برچسب: ابلوموفی,
نویسنده: ستایش کاشانی
هر روز چاق تر می شم.
تنبل تر.
بی ذوق تر.
انگیزه از زندگیم رخت بر بسته
تو تاکسی خودمو تو آیینه نگاه کردم ترسیدم. چقدر زشت بودم.
حق دارن آدم ها دوستم نداشته باشن.
برچسب: مضمون,
نویسنده: ستایش کاشانی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
برچسب: تنهاییی,
نویسنده: ستایش کاشانی